السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
94
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
خدا بر تو باد تو از قيد بيعت من رهائى ، نسبت به آزادى فرزندت اقدام كن ، عرض كرد درندگان مرا زنده زنده بخورند اگر از تو جدا شوم فرمود پس اين لباسها ( بردها ) را بفرزندت بده تا در آزادى برادرش از اين جامهها استفاده نمايد و آنها را فديهء برادر كند سپس پنج قطعه لباس بارزش هزار دينار بمحمّد بن بشر عطا فرمود . راوى گفت : آن شب : ( شب عاشورا ) حسين و يارانش تا صبح ناله ميكردند و مناجات مينمودند و زمزمهء نالهشان همچون آواى بال زنبور عسل شنيده ميشد پارهاى در ركوع و بعضى در سجده و جمعى ايستاده و عدّهاى نشسته مشغول عبادت بودند آن شب سى و دو نفر از سربازان عمر سعد كه گزارشان بخيمههاى حسين افتاد ( به آن حضرت ملحق شدند ) آرى رفتار حسين عليه السّلام اين چنين بود : نماز بسيار ميخواند و داراى صفات كامله بود . ابن عبد ربّه در جزء چهارم از كتاب العقد گويد : بعلىّ بن الحسين عرض شد چرا پدر تو اولاد كمتر داشت ؟ فرمود همين قدر كه داشت